تبلیغات
هذیان های نیمه شب - چی بگم؟
 
هذیان های نیمه شب
درباره وبلاگ


چیزی ندارم
لایق تو
جز هذیان هایم
بپذیر
برگ سبزیست
تحفه درویش......
چه کند ،بی نوا
ندارد بیش.
-------------------

گرسنگی.

گرسنگی نان ،گرسنگی عشق،
گرسنگی آزادی....
ودستان تهی انسان ها درتمامی قرون،
وعطش سیال خواستن،
در حجم های بهت وحیرت وخشم
وحضور همیشه مداوم مرگ،
در برهوت همیشه تشنه آرزو ها....
گرسنگی چشم ها درطلب باران
وشوق باریدن وروییدن.

***********
عشق برای من
بارسنگین دلبستگی هاست
به رنج های آدمی
مفهوم عظیم فرا رفتن
از کنار دردها.
غاری ست دردل بزرگترین
وستبر ترین کوه های رنج.
می خواهم دراین غار
هم چون انسان های دور،دور
بدوی وگنگ پناه گیرم.
***********

مدیر وبلاگ : حسن تنگسیری
نویسندگان
چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : حسن تنگسیری
"یکی بود،یکی نبود.زیر گنبد کبود"
جویی بود،جویباری بود. آبی بود،آبشاری بود.کوهی بود ،کوهساری بود،
نازی بود ،نازداری بود،سبزی بود ،سبزه زاری بود،گلی بود،گل عزاری بود
دلی بود، دلداری بود.
داشی بود"داش آکلی" بوددستمالاش گل منگلی....
حوضی بود،گنجشکی بود،روچمن رو روکی،لب حوض دخترکی،
حرف میزد با سارکی"گنجشکک اشی مشی،لب بوم ما مشی،بارون میاد
خیس میشی ،برف میاد گوله میشی ،میفتی تو حوض نقاشی"
خوابی بود،بیداری بود ،برادل بیماری بود ،واسه غم ،غمخواری بود.......
چی بگم ؟ ازچی بگم؟
"روزی بود روزگاری بود ،شهری بود ،شهریاری بود"
توی دشت ها دشتبون ،توی باغ ها باغبون،تودهات ها قرص نون،
تو مساجد مومنون،خونه امن مردمون،آسمون رنگین کمون،توی پارک ها
عاشقون ،برا گله ساربون.
چی بگم؟ از کی بگم؟
توی شهرقصه ها ،شادی ها وغصه ها ،حیونا با آدما،هریکی کاری میکرد.
"خره خراطی میکرد.شتره نمد مالی میکرد....فیل اومد آب بخوره افتاد و
دندونش شکست،موشه عاشق شده بود،طفلکی کاری نداشت،فقط میخوند...
"تو منو دیونه کردی ،دل از دل. دل ای دل"
شهرزاد هم قصه میگفت،ماها رو خواب میکرد،جمشیدم تو جام جم 
عکس دنیا رو میدید، مردمو خام میکرد..........
توی میدون شهرخره خراطی میکرد،زرافه برج سازی میکرد،روباه نزول
خواری میکرد،آژان چماق داری میکرد،حیونه آدمی میکرد.......
چی بگم؟ باکی بگم؟
حیونا تو جنگلا بازیشون ما آدما ناله هاشون پرصدا .........
چی بگم؟ آخ چی بگم؟
عشق هامون یکسره رفت،شمع هامون یک شبه مرد،دسته گلامون فسرد،
دستمون کس نفشرد.
باغ ها لبریز خزون، خنده ها خفته بخون،سایه هامون بی نشون،
جونامثل کمون، دخترا برده نون،بچه هامون چشم چرون،شوهراهرجایی و
بی خونه مون ،حرف پول ورد زبون ،همه مون بوقلمون،زندگیمون یه جنون
دلامون یه لخته خون.......
چی بگم ؟ آخ چی بگم؟
برا کی ؟از چی بگم ؟
(از :م.زجاجی)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 18 فروردین 1396 02:48 ب.ظ
Thanks for one's marvelous posting! I genuinely enjoyed reading it,
you're a great author.I will always bookmark
your blog and may come back later in life. I want to encourage you to definitely
continue your great writing, have a nice weekend!
حسن تنگسیریممنون شما هم تعطیلات خوبی داشته باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
--------------------------------------------------------------------------------------------------------- کد لینک به همراه متن ----------------------- --------------------------------

دانلود آهنگ جدید