هذیان های نیمه شب
درباره وبلاگ


چیزی ندارم
لایق تو
جز هذیان هایم
بپذیر
برگ سبزیست
تحفه درویش......
چه کند ،بی نوا
ندارد بیش.
-------------------

گرسنگی.

گرسنگی نان ،گرسنگی عشق،
گرسنگی آزادی....
ودستان تهی انسان ها درتمامی قرون،
وعطش سیال خواستن،
در حجم های بهت وحیرت وخشم
وحضور همیشه مداوم مرگ،
در برهوت همیشه تشنه آرزو ها....
گرسنگی چشم ها درطلب باران
وشوق باریدن وروییدن.

***********
عشق برای من
بارسنگین دلبستگی هاست
به رنج های آدمی
مفهوم عظیم فرا رفتن
از کنار دردها.
غاری ست دردل بزرگترین
وستبر ترین کوه های رنج.
می خواهم دراین غار
هم چون انسان های دور،دور
بدوی وگنگ پناه گیرم.
***********

مدیر وبلاگ : حسن تنگسیری
نویسندگان
پنجشنبه 13 خرداد 1395 :: نویسنده : حسن تنگسیری
بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم،
خیلی کم می خندیم،
خیلی تند رانندگی می کنیم،
خیلی زود عصبانی می شویم،
تا دیروقت بیدار می مانیم،
خیلی خسته از خواب برمی خیزیم،
خیلی کم مطالعه می کنیم،
اغلب اوقات تلویزیون نگاه می کنیم و خیلی بندرت مطالعه می کنیم
چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است.
  ((((البته شامل مانمیشه ))))
خیلی زیاد صحبت می کنیم، به اندازه کافی دوست نمی داریم 
و خیلی زیاد دروغ می گوییم
زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما  زندگی کردن را نه
تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی را
 به سالهای عمرمان
ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر،
 بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر
بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم، 
بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم
ما تاکره ماه رفته و برگشته ایم ((البته مانه!!!))
اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی
 خیابان به آن سو برویم
فضای بیرون را فتح کرده ایم اما فضا درون را نه،
 ما اتم را شکافته ایم اما تعصب خود را نه!
بیشتر می نویسیم اما کمتر یاد می گیریم، 
بیشتر برنامه می ریزیم اما کمتر به انجام می رسانیم 
عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن،
درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر،
   ((((بازهم شامل ما نمیشه)))
 کامپیوترهای بیشتری می سازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، 
تا رونوشت های بیشتری تولید کنیم، اما ارتباطات کمتری داریم.
 ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم
اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است، 
مردمی بلند قامت اما شخصیت های پست، 
سودهای کلان اما روابط سطحی
فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، 
تنوع غذای بیشتر اما تغذیه ناسالم تر؛
 درآمد بیشتر اما طلاق بیشتر؛ 
منازل رویایی اما خانواده های از هم پاشیده
  (((عجیبه ایناهم که شامل حال ما نمیشن)))
بدین دلیل است که پیشنهاد می کنم
((البته من نه...نویسنده متن که فکرکنم ازاون وضع مالیش توپه))
 از امروز شما هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید،
 زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است در جستجوی دانش باشید،
 بیشتر بخوانید، در ایوان بنشینید و منظره را تحسین کنید
 ( ((ایوان چی هست اصلن ماکه فقط یه پنجره کوچک روبه خیابان داریم 
 که چشم اندازش یه دیوارسیمانیه وهمیشه هم بسته است)))
 بدون آنکه توجهی به نیازهایتان داشته باشید
 زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانید،
 (((اونوقت شیفت دوم کاری راکه مسافرکشیه چکارکنیم وکرایه خونه 
راازکجا بیاریم)))
 غذای مورد علاقه تان را بخورید و جاهایی را که دوست دارید ببینید
زندگی فقط حفظ بقاء نیست،
 بلکه زنجیره ای ازلحظه های لذتبخش است
از جام کریستال خود استفاده کنید،
 بهترین عطرتان را برای روز مبادا نگه ندارید و هر لحظه که
دوست دارید از آن استفاده کنید
عباراتی مانند "یکی از این روزها" و "روزی" را
 از فرهنگ لغت خود خارج کنید.
بیایید نامهای را که قصد داشتیم "یکی از این روزها" بنویسیم 
همین امروز بنویسیم
بیایید به خانواده و دوستانمان بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم. 
هیچ چیزی را که می تواند
به خنده و شادی شما بیفزاید به تاُخیر نیندازید
هر روز، هر ساعت و هر دقیقه خاص است
 و شما نمیدانید که شاید آن می تواند آخرین لحظه باشد
اگر شما آنقدر گرفتارید که وقت ندارید 
این پیغام را برای کسانیکه دوست دارید بفرستید، و به
خودتان می گویید که "یکی از این روزها" آنرا خواهم فرستاد،
 اگر تا ابد هم زنده باشید هرگز نخواهید فرستاد!
  (((این متن چون یک واقعیت هایی دراون بودبرااین پست گذاشتم 
 ونمیدونم نویسنده اون کی هست هرکی هست احتمالن ایرانی نیست
 چون بامشکلات ماآشنا نیست یااگرایرانی باشه ازاون شکم پرهاست
 که بازهم بامشکلات مردم بیگانه است درضمن جملاتی که توپرانتز
گذاشتم ازخودمه نه ازنویسنده )))




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 شهریور 1396 06:44 ب.ظ
Its such as you learn my thoughts! You appear to grasp so
much about this, such as you wrote the e-book in it or something.
I believe that you could do with some percent to force the message home
a bit, but instead of that, this is excellent blog.
A great read. I'll definitely be back.
جمعه 25 فروردین 1396 02:22 ب.ظ
Today, I went to the beach with my children. I found a sea shell and gave it to my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She
put the shell to her ear and screamed. There was a hermit crab inside and it pinched her ear.
She never wants to go back! LoL I know this is completely off topic but I
had to tell someone!
پنجشنبه 13 خرداد 1395 05:10 ب.ظ
ممنون از تذکرتون.
ممنون ممنون ممنون
حسن تنگسیریدرود برشما دوست گرامی ببخشید یک فضولی بود موفق باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
--------------------------------------------------------------------------------------------------------- کد لینک به همراه متن ----------------------- --------------------------------

دانلود آهنگ جدید